تبليغاتX

کجایی عشق من؟

New Page 3 Start of Fireworks --> الهه ی عشق
الهه ی عشق
زمونه

گریه کن جداییا ما رو رها نمی کنن


آدما انگار برای ما دعا نمی کنن


گریه کن حالا حالا از هم باید جدا بشیم


بشینیم منتظر معجزه خدا بشیم


user posted image


2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 12:4  توسط الهه | 
user posted image


هميشه همينطور است....
يکي مي ماند
تا روزها و گريه را حساب کند

يکي مي رود
تا در قلبت بماند تا ابد....
اشک هايت را پشت پايش بريزي

رسم روياها همين است.....
که تنها بماني با اندوه خويش
روزها و گريه ها را
به آسمان خالي ات سنجاق کني

بايد باور کني که بر نمي گردد....
که بگويي چقدر شب ها سر بي شام گذاشته اي
تا بتواني هر صبح
با يک شاخه گل ارزان
منتظرش بماني......

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 13:27  توسط الهه | 
دلم گرفته
user posted image 

دلم گرفته آسمون ، نمي تونم گريه كنم

شكنجه مي شم از خودم ، نمي تونم شكفه كنم

انگاري كوه غصه ها ، رو سينه من اومده

آخ داره باورم ميشه ، خنده به ما نيومده

دلم گرفته آسمون ، از خودتم خسته ترم

تو روزگار بي كسي ، يه عمر كه در به درم

حتي صداي نفسم ميگه كه توي قفسم

من واسه آتيش زدن يك كوله بار شب بسم

دلم گرفته آسمون ، يكم من و حوصله كن

نگو كه از اون روزگار ، يه خرده كمتر گله كن

من و به بازي مي گيرند ، عقربه هاي ساعتم

برگه تقويم مي كنه ، لحظه به لحظه لعنتم

آهاي زمين يه لحظه تو نفس نزن

نچرخ تا آروم بگيره يه آدم شكسته تن

 

2 نوشته شده در  جمعه شانزدهم تیر 1385ساعت 21:18  توسط الهه | 
عشق...
 

عشق را كي آموختم كي فهميدم صداي تو آن صداي آرامش بخش است كي اسمت را در لوح قلبم يافتم شايد بار اول كه آن نگاهت را كه تيري در شب هاي تاريكي وجودم بود ديدم اما نه نه نه بار اول كه صدايت را شنيدم آن صداي مانند لاي لايي هاي شبهاي كودكيم بود را شنيدم و به خواب بيداري عشق رفتم يا نه قبلش وقتي اسمت را شنيدم كه آبي بود بر آن هراسهاي هميشگي ام و حتي قبلش آري من تو را از اول دوست داشتم اين و اين عشق را از آن اسم و صدا و نگاه فهميدم من عاشقت بودم و اين را با آن اسم و صدا و نگاه فهميدم آري براي اولين بار گمشده وجوديم را يافتم آن تو بودي اي مهربانم ....

user posted image

2 نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 0:2  توسط الهه | 
در آن وقتي که حتي يک ستاره در شبم سوسو نمي کرد

به آن ساعت که اشکم راه خود را گم نمي کرد

ميان باور و ترديد اين آشفته بازار دل عاشق

کنار آن همه روياي بي حاصل و اشک يک شقايق

زماني که هجوم بيکسي هاي دلم با لشگري بي رحم مي تاخت

بسان کشتي طوفان زده ،در اين تاوان سنگين رنگ مي باخت

نگاه مهربان تو چه ساده با لبانم هم صدا شد

طپش هاي نگاهت با دل بي باور من آشنا شد

نمي دانم تو از جنس زميني،يا که نه،در اوج اوج آسماني

که اينگونه گرفتي نبض قلبم را در اين آوار تنهايي
2 نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 20:0  توسط الهه | 
 
صفحه نخست
تماس با من
قدیما
درباره خودم
من الهه متولد 21/4/1366
دانشجوی فیزیک هسته ای

توآن شمع شب افروزی نبودی
بهار و عید و نوروزی نبودی
هر آن چه فکر کردم دیدم آخر
تو هم آش دهن سوزی نبودی!!!!!!!


یادش بخیر
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
آبان 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
دوستان مهربان من
وبلاگ دیگر من
  حمید محمدی (گوینده اخبار ورزشی)
  ایالات مرکزی خنده
  مصی بلا1
  زمزمه های تنهایی
  کسی مثل تو هستم
  الهه ی ناز
  محسن
  علی
  فرنود
  صابر
  پگاه
  مسعود
  سهیل
  میثم پسر بد
  بن بست شلوغ
  مرد تنها
  ماه کوچولو
  حاج امیر
  آرش فصیحیانی
  علی رضا
  rap play
  رضا
  دبیر عشق
  علم فیزیک
  مصی بلا 2
  آقا مجید
  شاید این جمعه بیاید
  کلیک نکنی از دستت رفته!
  دانشگاه آزاد ساوه
  آقا مجتبی
  ابوالفضل عزیز
  فریاد مشکی
  دل درد و درد دل
  آزاده مشکی پوش
  علی مشکی پوش
 
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

!!!الهه

 

*
*
*
*
*
*
*