تبليغاتX

کجایی عشق من؟

New Page 3 Start of Fireworks --> الهه ی عشق
الهه ی عشق
زمونه

 


user posted image
 
تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ... تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ... تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. . تنهايي را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد
 
 
2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 19:11  توسط الهه | 
تقدیم به تو..........
اگه تا لحظه مرگم داشتن تو برام يه قصه باشه
اگه تا آخر عمرم هميشه دستم برات يه شاخه سرد باشه
اگه تا آخرين ثانيه ها چشمام برات حكم يه تكه يخ داشته باشه
اگه تا آخر اين راه تن من برات مثل يه كوه يخ سرد برات مثل يه سد باشه
اگه تا آخر اين قصه چيزي جز نابودي گرمي واست نداشته باشم
اگه تا آخر اين دنيا به جاي خنده و شادي گريه و غصه بهت هديه كردم
اگه تا آخراين آشنايي به خاطر سردي قلبم نتونستم عشق را بهت نشون بدم
منو ببخش
ولي اين را بدون كه من دوستت داشتم و دارم و خواهم داشت
و تا آخرين ثانيه هاي عمرم فراموشت نميكنم


user posted image 

 

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 14:41  توسط الهه | 
user posted image

هزاران هزار بار خواستم بگویم قسمت نشد........



آری می خواستم بگویم تو را دوست دارم اما.......



با خود گفتم می شود فرا موشت کرد اما نشد...



از ان روز تا به حال مدت ها سپری شده...



ماه ها سال ها تنها من مانده ام با غمی بزرگ روی دلم ... می خواستم

راز



دلم را با تو بگویم ....



آمدم اما تو نبودی و فهمیدم باز هم دیر کرده ام...

 

 

2 نوشته شده در  جمعه بیستم مرداد 1385ساعت 19:45  توسط الهه | 
نکات مهم در زندگی!!!
۱.اگر کلید قلبی را نداری آنرا قفل نکن


2.به چشمان کسی نگاه نکن اگر دروغ خواهی گفت


۳.به کسی سلام نده اگر خداحافظی در پیش است


۴.دست کسی را نگیر اگر رها خواهی کرد


۵.به کسی نگو دوستت دارم اگر شخص دیگری در فکرت است


۶.زیاده از حد خود را تحت فشار نذاربهترین چیزها زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری...


۷.به چیزی که گذشت غم مخور به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن...


۸.از هیچ چیز نترس زیرا بیشتر چیزهایی که از آنها می ترسیم هرگز اتفاق نمی افتند...


۹.هرگز لبخند را ترک نکن حتی وقتی ناراحتی چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو شود...


۱۰.این را هم بدان که هیچ کس لیاقت اشک های تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمی شود...

 

2 نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 0:14  توسط الهه | 

برای اولین بار نگاه کردم ... برای اولین بار گریستم ... برای اولین بار خندیدم ...  ... برای اولین بار حس کردم ... برای اولین بار شنیدم ... برای اولین بار بوییدم ... برای اولین بار دوستت داشتم ... برای اولین بار یادگرفتم ... برای اولین بار فهمیدم ... برای اولین بار پرستیدم ... برای اولین بار سکوت کردم ... برای اولین بار تحمل کردم ... برای اولین بار روی گرداندم ... برای اولین بار شکستم ... برای اولین بار رفتم ... برای اولین بار بازگشتم ... برای اولین بار گوش کردم ... برای اولین بار دانستم ... برای اولین بار نگریستم ... برای اولین بار شناختم ... برای اولین بار دل سپردم ... برای اولین بار امید بستم ... برای اولین بار ... برای اولین بار ... برای اولین بار ... اما شاید برای آخرین بار باشد که ....... !!

2 نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 17:22  توسط الهه | 

کوه می غرید، و می خروشید آتشفشان!

 و فریاد می کشید که عاشق است.

 چرا آدم به آدم می رسد، و کوه به کوه نه!؟

 

 

 

2 نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 22:40  توسط الهه | 
user posted image

اي همنفس بيا و در كنار من باش
و بگذار پاييز قلبم از ميان برود
بيا و در قلبم اشيانه اي بساز
اشيانه اي از حقيقتها
اشيانه اي از دوستيها
اشيانه اي از صداقتها
بيا وپا بر قلبم بگذار
تا من نيز صداي زلال باران را حس كنم
از عمق تاريكي و تنهايي
دلم مثال پرنده اي در قفس است
پرنده از عمق وجود ازادي را ميخواهد
پرواز را ميخواهد تا اوج اسمانها بپرد
اما پرنده بالهايش شكسته
بيا وببين زنجيره حرفهاي دل شكسته ام را به بال كبوتري ميبندم وهر روز به سويت ميفرستم

user posted image

2 نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 11:19  توسط الهه | 


چهار شمع بودند که به آرامی میسوختند .
سکوت طوری بر فضای اتاق خیمه زده بود که به وضوح میشد صدای درد دلشان را با یکدیگر شنید .
شمع اول گفت : من «آرامش» هستم ...! هیچ کس نمیتواند از نور من محافظت کند ، بهر حال فکر کنم باید بروم ، چون هیچ دلیلی برای ماندن و بیش از این سوختن نمیبینم ...
رفته رفته شعله اش کم نور و کم نور تر شد تا اینکه بطور کامل از بین رفت ( خاموش شد ) .
شمع دوم گفت : من «ایمان» هستم .. گمان نکنم تا مدت زیادی بمانم ، وقت رفتنم فرا رسیده و هیچ دلیلی برای بیشتر از این بودنم باقی نمانده من دیگر برای هیچ کس ارزشی ندارم .
تا صحبتهایش تمام شد ، نسیمی به آرامی وزید و شمع دوم را خاموش کرد .
شمع سوم با غم زیادی شروع به صحبت کرد : من «عشق» هستم .. دیگر قدرتی برای ماندن ندارم ، دیگر کسی به من اهمیت نمیدهد و مردم قدر مرا نمیدانند و فراموش کردند که عشق از همه کس به آنها نزدیک تر است .
بیشتر منتظر نماند و دوام نیاورد ، نورش کاملا از بین رفت و مانند شمعهای قبلی خاموش گشت .
ناگهان کودکی وارد اتاق شد و سه شمع اول را خاموش شده دید
با گریه و اندوه زیادی گفت : ای شمع ها ! ای شمع ها‌ ! چرا شعله تان خاموش شد و نورتان از بین رفت؟ باید تا ابد روشن بمانید و همه جا را نورانی کنید .. شما را بخدا روشن شوید .. نروید ..
کودک همچنان به اشک ریختن و گفتگو با شمع های خاموش ادامه میداد و التماس میکرد
در آن هنگام بود که شمع چهارم شروع به حرف زدن کرد و گفت :
نترس کوچولوی من ، تا وقتی که من هستم و وجود دارم میتوانم آن سه شمع را روشن کنم و تا همیشه پر نور نگهشان دارم .. زیرا من «امید» هستم .
کودک داستان ما با اشتیاق و شتاب فراوانی شمع چهارم را به دست گرفت و با شعله اش سه شمع خاموش شده را دوباره روشن کرد
آره .. «امید» رو هیچ وقت نباید از زندگیمون برونیم

هر کدوم از ما با کمک «امید» میتونیم از «عشق» و «ایمان» و «آرامش»مون واسه همیشه در دل و زندگیمون نگهداری کنیم ..
2 نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت 16:18  توسط الهه | 
 
صفحه نخست
تماس با من
قدیما
درباره خودم
من الهه متولد 21/4/1366
دانشجوی فیزیک هسته ای

توآن شمع شب افروزی نبودی
بهار و عید و نوروزی نبودی
هر آن چه فکر کردم دیدم آخر
تو هم آش دهن سوزی نبودی!!!!!!!


یادش بخیر
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
آبان 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
دوستان مهربان من
وبلاگ دیگر من
  حمید محمدی (گوینده اخبار ورزشی)
  ایالات مرکزی خنده
  مصی بلا1
  زمزمه های تنهایی
  کسی مثل تو هستم
  الهه ی ناز
  محسن
  علی
  فرنود
  صابر
  پگاه
  مسعود
  سهیل
  میثم پسر بد
  بن بست شلوغ
  مرد تنها
  ماه کوچولو
  حاج امیر
  آرش فصیحیانی
  علی رضا
  rap play
  رضا
  دبیر عشق
  علم فیزیک
  مصی بلا 2
  آقا مجید
  شاید این جمعه بیاید
  کلیک نکنی از دستت رفته!
  دانشگاه آزاد ساوه
  آقا مجتبی
  ابوالفضل عزیز
  فریاد مشکی
  دل درد و درد دل
  آزاده مشکی پوش
  علی مشکی پوش
 
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

!!!الهه

 

*
*
*
*
*
*
*